رهبری استثنایی
دهه 70 قرن بيستم ميلادي از مهمترين دورانهاي احياي اسلام و بيداري ديني بشمار ميرود . در اين سالها بسياري از جنبشهاي اسلامي پا به منصه ظهور گذاشت و مسئله برقراري حکومت اسلامي يکي از هدفهاي غائي همه جنبشها بشمار ميآمد .
اين جنبشها براي احياي اسلام تلاشهاي بسياري را بعمل آوردند، و هنگاميکه در رسيدن به هدفهاي ترسيم شده نهايي ناکام ميماندند، ياس و نوميدي نيروهاي اسلامي و مردم مسلمان پيرو آنها را فرا ميگرفت .
انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني "قدس سره" توانستحکومت اسلامي نمونهاي را بپا سازد و امکان به هدف رسيدن جنبشهاي سياسي اسلامي را با قدرت به نمايش گذاشت و الگوي زندهاي براي اين امر گرديد .
از سويي روشن شد که ميتوان رژيمي اسلامي و مقتدر ايجاد کرد و حکومتي مبني بر اصول جديد الهام گرفته از قوانين و احکام ديدگاههاي سياسي و شرعي اسلامي را بنا نمود و ميتوان نيازهاي جامعه جديد و دگرگونيهاي جامعه مدني را در همه سطوح بر اساس اصول اسلامي و مباني اجتهاد و آگاهي به زمان پاسخگو بود .
اگرچه طرح امام خميني "قدس سره" نقطه تحولي بزرگ در روند جنبشهاي اسلامي بشمار ميرود، اما از سوي ديگر انقلاب اسلامي يک رويداد تاريخي مهم در سطح انديشه تشيع اثني عشري به شمار ميرود که از ويژگيهاي منحصر به فردي بهره گرفته که فقط در مذهب تشيع اثني عشري و ميراث فکري آن ميتوان مشاهده نمود .
انديشه فکري امام خميني "قدس سره" توانست تغييري مهم در روند تاريخي که بيش از هزار سال سابقه داشت ايجاد نمايد، از آنجا که ديدگاه مذهب اثني عشري در مقابله با حکومت و دولت مبارزه منفي "فکري بود، نه عملي" چه مذهب اثني عشري رژيمهاي حاکم خودکامه را به رسميت نميشناخت و به تغيير و سرنگوني آنها ايمان داشت اما نه بصورت عملي و فعاليتهاي جهادي آنهم در زمان غيبت امام شرعي واجبالاطاعة که بنا به اعتقاد شيعه اثني عشري همانا حضرت مهدي (عج) ميباشد .
اما قيام امام خميني و رويارويي با رژيم شاهنشاهي باعث تحولي تاريخي و مهم در تفکر شيعه اثني عشري در طول بيش از هزار سال از زمان غيبت کبراي امام دوازدهم "که صاحب حق شرعي اقامه حکومت اسلامي بنا به اعتقاد شيعيان ميباشد" گرديد .
اين دگرگوني واضح در اجتهاد امام خميني و بينش سياسي مذهبي وي که در ابتداي نهضتخود و رويارويي با رژيم شاه آنرا بدينگونه توضيح نموده: "هزار سال از غيبت امام زمان ما ميگذرد و شايد هم هزارها سال پيش از اينکه مصلحت قدوم آن امام برقرار شود بگذرد . آيا ممکن است در اين مدت طولاني احکام الهي معطل بماند؟ و مردم خودسرانه عمل کنند؟ آيا ممکن است که اسلام همه چيز را بعد از غيبت از دستبدهد؟ اينگونه فکر کردن بعقيده من خيلي بدتر از آنست که بگوييم اسلام مسخ شده است . بنابراين هرکس که به عدم ضرورت اقامه دولت اسلامي معتقد باشد، مدعي تعطيل احکام گرديده و در نتيجه رويارويي و جاودانگي اسلام را منکر شده است" .
امام خميني با اين فتوي و با نفوذ و نظر روشنگرانه خود يکي از مضامين مهم اعتقادات شيعيان اثني عشري که محتوي تناقضي در اعتقاد شرعي و اقامه حکومتبود را دگرگون ساخته و ديدگاه مذهبي سياسي رهبري فقهاي جامعالشرايط اجتهاد را تحت عنوان "ولايت فقيه" ارائه نمود . و بدين ترتيب "ولايتسياسي - مذهبي" را در اختيار ولي فقيه مجتهد به نيابت از امام غايب قرار داد .
و از اين ديدگاه امام خميني انقلاب فکري راستيني را در تاريخ مذهب تشيع بوجود آورد و به فقيه جامعالشرايط حق شرعي ايجاد دولت اسلامي را اعلام داشت . امام خميني اين انقلاب فکري را به واقعيت مبدل ساخت و در سرنگوني شاه، و پيروزي انقلاب اسلامي اين امر متجلي گرديد . به دنبال برقراري جمهوري اسلامي ايران، طرح امام خميني"ره" وارد مرحلهاي تازه شد . و با روياروييهاي جديدي مواجه گرديد و توانست قدرت فقها و روحانيون را در پناه سيستم ولايت فقيه در اداره امور حکومت و تشکيل نظام سياسي - اسلامي ثابت نمايد .
تدوين قانون اساسي از سوي علماي برگزيده و روحانيون و خبرگان با نظارت شخص امام خميني و در پي آن تصويب آن از سوي ملتبه عنوان قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران - خواستههاي جنبش اسلامي در ايران و مبارزات آن را تحقق بخشيد - در متن و مواد اين قانون ديدگاههاي شرعي اسلام بصورت تکامل يافتهاي مد نظر گرفته و پايهگذاري دولت اسلامي معاصر با ديد واقعبينانهاي منظور و همچنين تحولات زمان و تمدن و مباني اسلامي با ديدگاههاي اجتهادي روشني مورد توجه قرار گرفته است .
قانون اساسي ابعاد مذکور را بطور روشني در سه قوه "مجريه - قضاييه - مقننه" و خط مشي ولي فقيه و دادن حق مشارکتبه مردم در انتخابات تفسير نموده است .
اين خطي مشي از مهمترين طرحهاي امام خميني در کشورداري به شمار ميرود و به گونهاي نوين و ابتکاري پايهگذاري دولت و سازمانهاي آن را با الگو و خصوصيات اسلامي و تثبيتحقوق مردم در مشارکت و انتخابات بعمل ميرساند .
پرواضح است که در بينش نظري و عملي ولايت فقيه استقلال عملي سه قوه لغو نگرديده است چه قانون اساسي ولي فقيه جامعالشرايط را نقش رهبري در جامعه داده است; سرپرستي و ولايتبر سه قوه داده تا بعنوان ضمانتي براي ملتباشد که توسط آن هيچ دستگاهي از موسسات و تشکيلات و دستگاههاي مختلف در کشور اسلامي از چارچوب اسلامي و اصول تدوين شده منحرف نشوند .
البته هيچوقت اين اصل به عنوان مانعي براي تشکيل حکومت و تشکيلات و استقلال عملي سه قوه نميباشد . و اين بدين معناست که اختيارات ولي فقيه مفهوم تمرکز قدرت در فرد را براي اداره امور کشور پشتسر گذاشته و بدين ترتيب طرح ايران را ويژگي خاصي در انديشه و اجرا ميبخشد .
در حقيقت انتقال مسالمتآميز قدرت که در طول بيستسال در جمهوري اسلامي ايران مشاهده شده استشاهدي عملي بر پيروزي طرح امام خميني و صحتحرکت دمکراسي "با تعبير اسلامي آن" و ساختار تشکيلاتي واقعي آن ميباشد که ثمره آن را در جمهوري اسلامي ايران مشاهده ميکنيم .
اما در مورد مسئله نفوذغرب "از لحاظ سياسي و فرهنگي" که در همه جوانب زندگي در دوران شاه حاکم بود امام خميني از ابتداي حرکت جهادي خود در رويارويي رژيم شاهنشاهي خطر آنرا بر جامعه اسلامي يادآوري نموده و خطرات حقيقي فرهنگ غربي را بر جوامع اسلامي به ملت ايران متذکر شده بود و بويژه سرسپردگي رژيم شاه را از لحاظ سياسي و اقتصادي به آمريکا گوشزد کرده بود .
از اينرو امام خميني "شعار نه شرقي نه غربي" را بعنوان يکي از پايههاي انقلاب اسلامي خود اعلام داشته بود و بدين ترتيب ديدگاه خود را با شفافيت تمام در مورد غرب استعمارگر با تمام ابعاد راست و چپ آن اعلام نموده و هر دو را از ديدگاه خود دشمنان اسلام خواند که هر دو تلاش مينمايند کشورهاي اسلامي را نابود کرده و آن را تکه تکه کرده و ثروتهاي آن را به يغما برند .
اين ديدگاه يکي از ويژگيهاي طرح امام خميني بود که ارتباط خاصي در مبارزه با استعمار غربي داشت و در ديدگاه امام خميني به صورت مخصوصي در مبارزه با آمريکا که وي آنرا پايه فساد يا "شيطان اکبر" ميخواند مشاهده ميکنيم .
همچنانکه اسرائيل را نتيجه توطئه و همدستي کشورهاي استعمارگر بزرگ براي نابودي اسلام و نفوذ بر کشورهاي اسلامي ميدانست و به همين لحاظ رابطه شاه با آمريکا و روابط او با اسرائيل در ديدگاه امام خميني "دشمني شاه با اسلام و مسلمانان بود" از اينرو رويارويي او با شاه و نابودي رژيم شاهنشاهي و پيروزي انقلاب اسلامي پيروزي عملي ديدگاههاي اسلامي امام خميني و شعارهاي انقلابي او بود .
و در پي آن انقلاب سراسري فرهنگي و اجراي آن بر همه جوانب زندگي در ايران توانستبا اقدامات عملي و ريشهاي، تمام نمادهاي غربي که در دوران شاهنشاهي بر ايران حاکم بود را از بين ببرد . شايد بتوان گفت که اين مسئله مهمترين عملي است که طرح امام خميني را ويژگي خاصي در اين دوران ميدهد . در دوراني که سلطه غرب بر همه جهان مشخصه آن ميباشد . در اين زمينه دکتر رفعتسيداحمد در کتاب "جنبشهاي اسلامي در مصر و ايران" مينويسد:
مهمترين حقيقتي که در مورد انقلاب اسلامي در ايران ميباشد اين است که ريشههاي روحي و تفکر آن تماما در محدوده اسلامي قرار دارد و به کلي از نفوذ رژيمهاي استعمارگر خارج ميباشد و خاستگاهي براي رهبري اسلامي پاک و منزه از افکار و انديشههاي سياسي غربي است .
پيشرفت و تکامل مستمر و دورانديشي فقه شيعه و فقها و تشکيلات آن و ظهور علماي اصولگرا که در مسايل معاصر تحقيق نمودهاند رهبري و انديشه جديد لازم براي مبارزه با انديشه سياسي غربي را ايجاد نمود .
ويژگي مهم ديگري که نبايد از آن غفلت نمود دعوت امام خميني به وحدت مسلمانان و از بين بردن تعصبها و عوامل تفرقه و دوري از ايجاد اختلاف بين همه فرق و ديدگاههاي اسلامي ميباشد . و تاکيد ايشان بر اينکه دستهاي استعمارگر عامل تفرقه بين شيعه و سني در جهان اسلام بوده و اين دستها نه شيعهاند و نه سني .
وي با اين دعوت مسئله اختلافات مذهبي را پشتسر گذاشت و با آگاهي و بيداري عميقي انديشهاي ديگر را در دايره اسلام پذيرفت . و ازموقعيتخود به عنوان يک دانشمند مسلمان انديشه خود را در چارچوب عمومي وحدت اسلام و با تمام محتواي آن در سراسر جهان مطرح ساخت و آنها را به حقيقت درگيري خوفناکي که با غرب دارند متوجه ساختبدين معني که امام خميني توانست مسئله را در چارچوب جهاني خود قرار دهد و با نظري عميق و دقيق به وضع مسلمانان در عصر حاضر و حقيقت درگيري آنها توجه بدهد و اين امر دقيق را در فرمايشات ايشان که "اگر هدف ما اسلام است پس اين هدف محقق نميشود مگر با اتحاد مسلمانان در همه جهان و در همه کشورهاي اسلامي که در صف واحد در مقابل صهيونيسم و اسرائيل و همه کشورهاي استعمارگر بايستيم . "
بلکه او از دايره کشورهاي اسلامي پا را فراتر گذاشته و با جهانبيني اسلامي جاري بودن آن را بر همه ملتهاي اسلامي در بند و نهضتهاي آزاديبخش جهان اعلام مينمايد: "ما خود را شريک همه مظلومان جهان ميدانيم و با همه آنها کمک ميکنيم و همه مظلومان جهان را در جهان تاييد مينماييم . "
در پايان بايد گفت که رهبري انقلاب اسلامي ايران رهبري تاريخي و کميابي بود که کمتر در تاريخ معاصر پيدا ميشود . و امام خميني با توانايي بسيار بالايي آنرا مجسم نمود و او نمونهاي براي رهبري سياسي و ديني و انقلابي بود که کمتر در يک فرد پديدار ميگردد .