تزكيه و تربيت نفس از ديدگاه امام خميني (ره)
. جايگاه انسان در ديدگاه تربيتي امام (ره)
هر مكتبي، جايگاه وجودي آدمي را از منظري تعريف نموده و اين سرّ شگفت عالم خلقت را از زاويهاي به بحث نشسته است. در ديدگاه عرفاني امام خميني، جايگاه و منزلت انسان در خور تأمل و توجه است. انسان در اين ديدگاه آميخته با معرفت، نماينده خداوند بر زمين و ميراثدار وديعهاي الهي است كه تحملش بر آسمانها، زمين و كوهها گران آمد. اين موهبت به وجهي همان فطرت الهي است كه انسان بر آن طينت خلق گشت و بر پاية آن بر ساير موجودات تفوق يافت. فطرت الهي، گوهري است نهان در جان انسان و قطعهاي بر جاي مانده از ملكوت كه در ديار غربت ملك تا بازگشت به موطن اصلي براي همرازي و همراهي انسان به او عنايت شد.
اين فطرت توحيدي، در مقامات سه گانه (ذات و صفات و افعال) در نهاد آدمي تحقق يافته و او سرشته از اين عوالم ثلاثه است. در منظر امام، آن كه اين منزلت را درنيابد و نهال فطرت الهي در وجود او به ثمر نرسد، در وديعت الهي خيانت و به نفس خويش ستم روا داشته است.
امام خميني در مقام تذكر، چنين بيان ميفرمايند: «اي نفس! بدان كه تو از مقام جامعيت اسماء و برزخيت كبري ظهور كردهاي و در اين ديار غريبهاي و چارهاي جز بازگشت به وطن نداري. پس وطن خويش محبوب دار كه اين دوستي از ايمان است... .»
در نگاه امام فطرت الهي رو به سوي كمال دارد و جانمايه فطرت الهي دوست داشتن كمال و زيبايي است.
حضرت امام خميني در بيان اين معنا چنين تصريح ميدارند: «در فطرت و خلقت، انسان امكان ندارد به غير كمال مطلق توجه كند و دل ببندد. همه جانها و دلها به سوي اويند و جز او نجويند و نخواهند جست و ثناخوان اويند و ثناي ديگري نتوانند كرد. ثناي هر چيز ثناي اوست، گرچه ثناگو تا در حجاب است، گمان كند ثناي ديگري ميگويد و در تحليل عقلي كه خود حجابي است، نيز چنين باشد.»
2. اهميت تزكيه و تربيت
با تدقيق و تأمل در مكتوبات عرفاني و كلام نوراني امام راحل به جايگاه والاي تعليم و تزكيه در اين آثار ارزشمند واقف ميگرديم و درمييابيم كه امام خميني (ره) در نگارش اين صحيفههاي گرانسنگ عرفاني، با ديد ژرف به معارف الهي، اهداف تعليمي و تربيتي والايي را در جهت تحقق تزكيه نفس و كمال انساني دنبال نموده است. چنان كه در بيان اين حقيقت فرمودهاند: «تعديل قواي نفساني، غايت كمال انساني بوده و منتهاي سير كمالي انسان بسته به آن است و غفلت از آن، خسارت عظيم و خسران و شقاوت غير قابل جبراني دارد و انسان تا در عالم طبيعت است، ممكن است قواي سركش خود را تعديل و نفس چموش سركش خود را در مهار عقل و شرع كِشد.»
حضرت امام خميني (ره)، آموختن تعاليم معنوي را در گرو تزكيه ميداند و در فرازي ارزشمند از كلام معنوي خود چنين ميفرمايد: «هر كس نميتواند اين نوري را كه از غيب متجلي و متنزل شده و به شهادت رسيده است، هر نفسي نميتواند آن را ادراك كند. تا تزكيه نباشد، تعليم كتاب و حكمت ميسور نيست. بايد تزكيه بشود نفوس از همه آلودگيها كه بزرگترين آلودگي نفس انسان، هواهاي نفسانيه است كه دارد.»
اين تزكيه چنان است كه عقايد، اخلاق و ملكات بتدريج در انسان حاصل ميشود و با تكرار و تداوم رو به كمال مينهد.
3. لزوم داشتن استاد الهي از ديدگاه امام (ره)
در اين ميان، نقش استاد روحاني در قيد حيات، بر محققان و جويندگان طريق سعادت پوشيده نيست، همچنانكه براي آگاهي از جديدترين علوم روز، و همچنين علوم ديني به دانايان و دانشوران زنده و در قيد حيات مراجعه مينمائيم، براي دستيابي به علوم پوشيده باطني و پيشرفت در مسير اخلاق و تربيت نفس، نياز به حضور استاد الهي ميباشد.
از ديدگاه حضرت امام خميني (ره) تزكيه و تعليم و پيمودن طريق سلوك تنها با پشتوانه استوار وجود نوراني يك استاد الهي ميسر است. ايشان در جاي جاي تأليفات خويش بدين معنا اشاره دارند.
حضرت امام خميني (ره) در كتاب شريف جهاد اكبر، در اين باره ميفرمايند: «چطور شد علم فقه و اصول به مدرس نياز دارد و درس و بحث ميخواهد، براي هر علم و صنعتي در دنيا استاد و مدرس لازم است، كسي خودرو و خودسر در رشتهاي متخصص نميگردد، فقيه و عالم نميشود، لكن علوم معنوي و اخلاقي كه هدف بعثت انبيا و از لطيفترين و دقيقترين علوم است، به تعليم و تعلّم نيازي ندارد و خودرو و بدون معلم حاصل ميگردد.» و در فرازي ديگر از همين اثر ارزشمند ميفرمايند: «در زمينه تهذيب نفس و اصلاح اخلاق، برنامه تنظيم كنيد، استاد اخلاق براي خود معين نمائيد. جلسه وعظ و خطابه، پند و نصيحت تشكيل دهيد. خودرو نميتوان مهذب شد.»
ايشان در جاي ديگر نيز لزوم تمسك به استاد الهي در مسير سير و سلوك را چنين يادآور شده و ميفرمايند: «انسان بايد كوشش كند تا طبيب حاذق پيدا كند. چون طبيبي كامل يافت در نسخههاي او اگر چون و چرا كند و تسليم او نشود و با عقل خود بخواهد خود را علاج كند، چه بسا كه به هلاكت رسد. در سير ملكوتي، بايد انسان كوشش كند تا هادي طريق پيدا كند و چون هادي پيدا كرد بايد تسليم او شود و در مسير سير و سلوك دنبال او برود و قدم را جاي قدم او گذارد.»
چكيدة گفتار و نوشتار عرفاني حضرت امام خميني (ره) بر وجوب تمسك به مربّي الهي و پرورشدهندهاي معنوي استوار است تا دل و جان پويندة كمال را تزكيه و تربيت نمايد.
ايشان خود نيز در سير ملكوتياش از وجود استاد بزرگوار اخلاق و عرفان، حاج شيخ محمدعلي شاهآبادي كه تشنگان حقيقت را از زلال معارفش سيراب مينمود، بهرهمند گشته و استفادههاي شاياني در مسائل اخلاقي و عرفاني از ايشان نموده و عظمت و احترام ويژهاي براي ايشان قائل بودهاند.
و الحمد لله رب العالمين