مقدم در ادامه با بيان خاطره ها از امام(ره) به نقل از آيت الله توسلي گفت؛« آقاي توسلي نقل مي کنند که من خدمت امام خميني (ره) رسيدم. گفتم به يکي از جوانان به شکلي اعتراض کرده اند و گفته اند چرا شلوار لي پوشيده اي. امام (ره) ناراحت شدند و فرمودند به اينها چه ربطي دارد که کسي چه چيزي مي پوشد. امام خميني (ره) مي گفت مگر من وکيل و وصي مردم هستم که آنها چه لباسي را مي پوشند و چه رنگي را انتخاب مي کنند. اينها مسائل شخصي افراد است. ما اين مساله را در خانواده امام خميني(ره)، هم مي بينيم. خانواده امام (ره) خانواده اي بسيار راحت، روشن و آگاه هستند.»

وي افزود؛ «حاج حسن آقا نکته اي را اشاره کردند که فرق ميان اسلام امام(ره) با اسلام برخي آقايان در دو نکته بود. امام خميني (ره)، اسلام را به صورت مجموعه اي هماهنگ مطرح مي کردند. ايشان به کاريکاتور و عکس مثال زدند. کاريکاتور عکسي نامتناسب از واقعيت است. نگاه امام(ره) به اسلام نگاهي هماهنگ بود، نه کاريکاتوريزه. اما متاسفانه پاره اي از آقايان فقط بخشي از اسلام را پررنگ و از بقيه غفلت مي کنند. ما در مواقعي نسبت به چند مو که از روسري بيرون مي آيد حساسيت نشان مي دهيم، اما نسبت به فقر عمومي حساسيتي نشان نمي دهيم، اين اسلام کاريکاتوري است. غيبت کردن را مهم نمي دانيم اما برخي چيزهاي ديگر را مهم مي دانيم. به تعبير اميرالمومنين(ع) نبايد اصل را رها کنيم و به فروع بپردازيم.»

وي همچنين خاطرنشان کرد؛«حجت الاسلام والمسلمين سيدحسن خميني در تبيين ديدگاه هاي امام(ره) مي گفتند که در نگاه امام(ره)ايشان ميان سنت هاي ديني و سنت هاي بومي خلط نمي کردند. در جامعه ما خيلي از سنت ها، سنت هاي بومي است. مثل چادر. چادر به اسلام ربطي ندارد. آنچه اسلام بر آن تاکيد مي کند پوشش است. چادر سنت بومي ماست. ما چون اينها را با هم خلط کرده ايم نتيجه اين مي شود که ممکن است يک خانم که پوشش مناسب اسلامي داشته باشد، اگر چادري سرش نبود فکر کنيم پوشش ندارد.» مقدم در ادامه با بيان خاطره اي ديگر از امام راحل به نقل از يکي از دوستانش گفت؛ «يکي از دوستان ما مي گفت ما در پاريس خدمت امام خميني (ره) رفتيم. يکي از اين خانم ها آمد مانتو و روسري داشت. از امام(ره) پرسيدند که آيا اين حجاب ايراد دارد. امام نگاهي کردند و گفتند نه، حجاب شما اسلامي است. امام(ره) ميان سنت قومي و ديني تفکيک قائل مي شدند. متاسفانه خيلي از سنت هاي ما سنت هاي فرهنگي - قومي است، اما با سنت هاي ديني مخلوط شده است. اگر يک کسي هم خواست اينها را از هم جدا کند، فرياد وااسلاما بلند مي شود.»

اين عضو مجمع روحانيون مبارز اضافه کرد؛ «امام(ره) در ابتدا درباره مساله شطرنج و موسيقي دو کار بزرگ انجام داد که براي برخي از متدينين خيلي سخت بود. اين رسالت بزرگي است که بر روي دوش دينداران و به خصوص روحانيون آگاه و فرهيخته است که نترسند. دينداران ما بايد با سنت هايي که بومي است، اما مي خواهند آن را با عنوان سنت ديني به خورد جامعه بدهند، برخورد کنند. اين مسائل جامعه را دارد خفه مي کند.» مقدم در ادامه اين گفت وگو ابراز عقيده کرد؛ «در طول سال ها وضعيت حجاب در ميان جوانان ما بهتر نشده است، چرا که در آنجا با آگاهي و آزادي به سمت پوشش و حجاب مي روند و ما در اين جا مي خواهيم با زور اين کار را انجام دهيم. منظور من از آزادي، آزادي ليبراليستي نيست. اما اين نوع برخوردها که با جوانان مشکلي را حل نمي کند، بلکه بدتر مي شود.» وي با تاکيد بر اينکه بايد با مسائل، فرهنگي برخورد کرد، افزود؛« فرزندانمان بايد ببينند در راديو، تلويزيون، روزنامه و... کسي دروغ نمي گويد. اما وقتي که از برخي تريبون ها به راحتي مسائلي خلاف واقع منتشر مي شود قطعاً تاثير منفي دارد.

حجت الاسلام والمسلمين مقدم، در تبيين نگاه حضرت امام (ره) نسبت به مقوله آزادي يادآورشد؛« بر اين باورم که از مجموعه نوشته ها و گفته هاي امام(ره) مي توان دريافت تلقي امام(ره) از آزادي به شناخت فرهنگي ديني و اسلامي که از انسان دارد، بازمي گردد. انسان در نگاه قرآن موجودي است که آزاد آفريده شده است. وظيفه و رسالت انسان اين است که فقط بندگي حق را پذيرا باشد و هيچ قيد و بندي جز عبوديت و بندگي حق و خدا بر انسان سايه نيفکنده است.»

اين عضو مجمع روحانيون مبارز با تاکيد بر اينکه انسان آزاد آفريده شده و هيچ قيد و بندي بر او قرار نگرفته، افزود؛ «طبيعتاً اين انسان فقط و فقط در برابر خداوند پاسخگوست و در برابر او مسووليت دارد؛ لذا هيچ محدوديت و استيلايي بر انسان وجود ندارد که بخواهد آزادي انسان را محدود کند.» معاون بين الملل دفتر تنظيم و نشر آثار امام خميني(ره)خاطرنشان کرد؛ «قوانين در جوامع، حوزه آزادي ها را در ارتباط با انسان ها مشخص مي کنند. دين متکفل معنوي و اجتماعي انسان است. قوانيني که آورده همه در جهت اين است که به هدف تربيتي برسند. اما برخي از افراد تصور مي کنند دين اساساً در مقابل آزادي ها است، البته شايد بيشتر آزادي هاي اجتماعي مورد نظر آنها باشد.» وي همچنين با بيان اينکه سرنوشت اجتماعي- سياسي انسان ها به خودشان واگذار شده است، افزود؛ «بر اين اساس از همان آغازي که امام (ره) طليعه رهايي مردم را از حکومت ديکتاتوري شاه ديدند، تاکيد کردند که جمهوري اسلامي. ايشان در عين حال که اسلام را به عنوان مکتب و اعتقاد مردم مي ديد، اما نگاهشان به اسلامي بود که بر پايه جمهوريت قرار داشت و در تقابل با آزادي و حق تعيين سرنوشت جامعه نبود بلکه با آن سازگاري داشت، لذا در قانون اساسي مشاهده مي کنيم تمام مولفه هاي مردم سالاري، مانند حق تعيين سرنوشت و انتخاب آزادانه براي همه انسان ها در تمام مراحل در نظر گرفته شده است.» مقدم همچنين يادآورشد؛ «عده اي روي حکومت و دولت اسلامي تاکيد مي کنند، به لحاظ اينکه قائل به حضور مردم نيستند و در واقع انتخاب و آزادي سرنوشت را براي مردم به عنوان يک حق نمي بينند، امام خميني (ره) در عين اسلاميت نظام سعي مي کرد جمهوريت نظام را هم قرباني نکند و اين دو را در کنار يکديگر مطرح مي کردند.»

مقدم در ادامه با اشاره به جايگاه قوانين اوليه و ثانويه در فقه اسلامي اظهار داشت؛« امام(ره) پديده اي را در فقه مطرح کرد با اين عنوان که پاره اي از احکامي که حکومت اسلامي در پرتو مصالح و مفاسد وضع مي کند به ديگر احکام اسلامي ارجحيت دارد و اين طور نيست که قوانين اوليه اسلامي دست و پاي جامعه را ببندد.»

وي خاطرنشان کرد؛ «نگاه امام(ره) در ارتباط با حکومت داري، نگاهي کاملاً مترقي است. هيچ گاه امام خميني (ره) نيامده جامعه را محدود و محصور به قوانين فقهي گذشته کند. گفته در مواردي که حکومت تشخيص مي دهد که اين قانون برتري دارد چون مصلحت جامعه آن را ايجاب مي کند حکمي مي تواند تغيير پيدا کند يا حکمي متوقف شود و يا حکم ديگري جايگزين آن شود. اين نگاه ويژه امام(ره) است که با ديگر رويکردها فرق مي کند، نگاه فقهي امام(ره)، نگاهي پوياست.»

مقدم همچنين با يادآوري فرمايشات امام (ره) مبني بر اينکه احکام فقهي با در نظر گرفتن دو عنصر زمان و مکان بايد اجتهاد شود، تاکيد کرد؛ «بسياري از فقيهان ما خود را به زمان خاصي محدود کرده اند و اين امر مشکلاتي را ايجاد مي کند.

حال اينکه بايد ديد هر حکمي در چه شرايطي صادر شده است. مساله زمان و مکان از نظر امام (ره) به عنوان دو عنصر تعيين کننده در اجتهادها و استنباط ها مطرح شده و به خاطر همين بود که نگاه فقهي امام خميني (ره)، از ديگر نگاه هاي فقهي متمايز بود. آراي فقهي امام خميني (ره)، هيچ گاه مانعي در روند نظام حکومتي نشد.»

اين عضو مجمع روحانيون مبارز تاکيد کرد؛ «امام(ره) به آزادي قائل بودند و آزادي را در عرصه سياسي اجتماعي باور داشتند.

امام خميني (ره)، معتقد بودند اين راي مردم است که پايه و اساس است، لذا حکومت در نگاه ايشان، حکومت جمهوري اسلامي بود. برخي افراد مردم را ابزاري براي قدرت خودشان مي خواهند؛ از اين رو به جمهوري به آن معنا باور ندارند. آنچه براي امام خميني(ره) مطرح بود اين بود که ما وکيل و وصي مردم نيستيم.»